به رغم گسترش حوزه ی مطالعاتی قدرت به عنوان یکی از کلیدی ترین مفاهیم علوم اجتماعی و بویژه در روابط بین الملل، دامنه ی ابهام در این زمینه کماکان گسترده بوده؛ و شاید به همین دلیل تعابیر « مجادله آمیز» و « مناقشه انگیز» به عنوان ابتدایی ترین ویژگی های قدرت مورد توجه اکثریت تحلیلگران قرار داشته است. شرایط یاد شده از ابعاد مختلف قابل تامل است؛ بخصوص از بعد برداشت های گوناگونی که نسبت به ماهیت، کار کرد و عناصر سازنده ی این مقوله و نیز چگونگی پیوند بخشی میان دو جزء محوری آن یعنی« منابع» و «کنترل آثار و نتایج»، شکل گرفته. در هر صورت، بر مبنای این مفروض که هر نوع برداشت از قدرت، تاثیر مستقیمی در فرایند« مفهومی سازی سیاست جهانی » داشته؛ در این نوشتار جهت گیری تحلیلی بر چگونگی اثربخشی « برداشت رابطه ای » به عنوان رویکردی چند بعدی و مولد، بر مطالعات بین المللی قدرت تمرکز دارد. پرسش اصلی اینکه: در چارچوب روند تحول پذیری ادبیات بین المللی-قدرت« برداشت رابطه محور» چگونه تاثیر گذار بوده است؟ در پاسخ، فرضیه ی مورد نظر عبارتست از اینکه: در چار چوب ادبیات بین-المللی قدرت، برداشت «رابطه محور»(قدرت به) زمینه ی شکل گیری و تقویت نگرشی چند بعدی به قدرت را در قالب رویکردهای «گونه شناسی چهار وجهی»، « نظم های جهانی و تمدن ها» و « حکمرانی جهانی» فراهم آورده است. روش پژوهش مورد نظر نیز توضیحی-تبیینی است.